گفتوگو 5
گفتوگو با اصغر نوري
فلوبر در حماقتهاي جمعي شركت نميكند
مجتبا گلستاني: اصغر نوري متولد 1355 است. ليسانسِ زبان و ادبیات فرانسوي و فوق ليسانس کارگردانی تئاتر دارد. بنابراين، افزون بر مترجم، نمايشنامهنويس و کارگردان تئاتر نيز هست؛ و باز بنابراينها، در حوزهي ادبيات داستاني و نمايشي کارهايي را ترجمه کرده است؛ ترجمهي رمانهاي «محلهي گمشده» نوشته پاتريك موديانو، «همسر اول» نوشتهي فرانسواز شاندرناگور، «برهوت عشق» نوشتهي فرانسوا مورياك و مجموعهداستان «ديوارگذر» نوشتهي مارسل امه کارهاي او در حوزهي ادبيات داستاني هستند و نمايشنامههاي «ويولونهاتان را كوك كنيد» نوشتهي ويكتور هائيم، «كافه پولشري» نوشتهي الن وتز، «پردهي آخر» نوشتهي ژيلبر سسبرون، «آن زندگي كه من به تو دادم» نوشتهي لوييجي پيراندللو، «دوچرخهي مرد محكوم و سهچرخه» نوشتهي فرناندو آرابال و «سكوت» نوشتهي پل استر ترجمههايي هستند که از او در زمينهي ادبيات نمايشي منتشر شده است. با اصغر نوري دربارهي جديدترين ترجمههايش گفتوگو کردم و از چند و چون اين کارها پرسيدم.
ـ بهتازگي از شما دو ترجمه منتشر شده است؛ يکي «نوشتن مادام بوواري: حماقت، هنر و زندگي» که مجموعهاي از نامههاي گوستاو فلوبر است و ديگري «دفتر بزرگ» نوشتهي نويسندهي فقيد مجار ـ سوئيسي، خانم آگوتا کريستوف. دلم ميخواهد بيشتر دربارهي فلوبر صحبت کنيم و نامههايش به لوييز کوله. چرا به ترجمهي «نوشتن مادام بوواري: حماقت، هنر و زندگي» دست زديد؟ در کتاب چه يافته بوديد که شما را وا ميداشت که ترجمهاش کنيد؟ و اساساً اين ترجمه چه ربطي به ديگر ترجمههايتان پيدا ميکند؟ اين را ميپرسم چون اصولاً مترجمان نيز گاهي در انتخابهاي خود براي ترجمه، اصول و قواعد و معيارهايي را رعايت ميکنند.
اصغر نوري: اين كتاب را براي بار اول، در دورهي دانشجويي خواندم،
به گمانم سال 79. قبلاً «مادام بوواري» را با ترجمهي محمد قاضي خوانده بودم و
خواندن نامههاي اين كتاب برايم لذتبخش بود. فكر ميكنم با خواندن نامههايي كه
فلوبر موقع نوشتن «مادام بوواري» براي لوئيز كوله فرستاده، ميتوان به درك بهتري
از شاهكار او رسيد. جدا از اين موضوع، اين نامهها حاوي نكتههاي آموزشي بسياري
براي نويسندههاست، چون در اين نامهها فلوبر علاوه بر توصيف رنجهايي كه در نوشتن
«مادام بوواري» برده، از اهميت داشتن سبك در نوشتن ميگويد و از راه نقد هنر و
ادبيات زمان خود، كوچكترين سهلانگاري در كار نوشتن را نابخشيدني جلوه ميدهد. پس
من به دو دليل اين كتاب را ترجمه كردم: كمك به مخاطبان جدي ادبيات براي درك بهتر
رمان «مادام بواري» و ارائهي يك كتاب كوچك آموزشي براي نويسندههاي خودمان. اين
كتاب بهراحتي در كنار ديگر ترجمههاي من قرار ميگيرد. از همان اول ، دو هدف را
در حوزهي ادبيات دنبال ميكنم: اول، معرفي نويسندههاي تازهي ادبيات فرانسه، و
دوم، ترجمهي آثار كلاسيك و ارزشمند اين ادبيات كه قبلاً به فارسي ترجمه نشدهاند.


سوا مورياك و «محله گمشده» از پاتريك موديانو، و نمايشنامههاي «دوچرخه مرد محكوم و سهچرخه» از فرناندو آرابال، و چندين كتاب ديگر از آلن وتز، امانوئل روبلس، فرانسواز شاندرناگور، مارسل امه و بسياري ديگر اشاره كرد. شناخت گسترده او از ادبيات و تئاتر مدرن و همچنين تسلطش به زبان فرانسه و توانايياش در نثر فارسي، او را به مترجمي موفق بدل كرده است. به تازگي ترجمه رمان «دفتر بزرگ» از آگوتا كريستوف نيز از اين مترجم به بازار كتاب آمده است. پاي حرفهاي او نشستهايم تا از ادبيات، ترجمه و تئاتر بگوييم و بشنوييم.
نهاد دوستم آقای ناصر حسینیمهر بود كه یکی از اساتيد و کارگردانهاي خلاق تئاتر ایران هستند، ترجمه كردم. آقاي حسيني مهر قصد داشتند اين نمايشنامه را كارگرداني كنند كه فرصت اين كار تا به امروز دست نداده است. پيشنهاد آقاي حسيني مهر و علاقهام به اين نمايشنامه باعث شد اين اثر را از زبان دوم ترجمه كنم.
اصغر نوری