ترجمه‌ي اصغر نوري

 

 شاعر پشت ميز كارش                              Alaine Borne (1915-1962)

 

پيچك وارد اتاق بي‌عشق مي‌شود

ميز سفيد، كاغذ سفيد، روح سفيد،

مرده‌هاي ديوار نگاهش مي‌كنند كه مي‌نويسد

پيچك هم مي‌داند كه او بايد بميرد.

 

خون از قلب سُر مي‌خورد به دست

او زندگي را با كلماتي ناشناس صدا مي‌زند:

عشقي كه تصوير مي‌كند براي فرداست

براي روزي آفتابي كه همه‌چيز عريان خواهد بود؟