نقد 19

دفتر بزرگ جنگ

مجتبی گلستانی

دفتر بزرگ، آگوتا کریستوف، ترجمه اصغر نوری

 آیا جنگ، همان‌طور که کارل فون کلوزویتس می‌گفت، ادامه‌ی سیاست و دیپلماسی است با وسایل دیگر؟ یا آن‌گونه که میشل فوکو اشاره می‌کند، جنگ الگویی است که به کمک آن باید روابط قدرت را تجزیه و تحلیل کرد و چنین انگاشت که روابط سیاسی و نظام مدنی از بن نظام نبرد است؟ آیا حتی صلح‌طلبی را باید همچون نبردی همیشگی دانست و از این‌رو، جنگ را همچون پیش‌زمینه‌ی صلح؟ رمان «دفتر بزرگ» (نوشته‌ی آگوتا کریستوف، ترجمه‌ی اصغر نوری، نشر مروارید، چاپ اول ۱۳۹۰، چاپ چهارم ۱۳۹۲) خواننده‌اش را از نو با چنین پرسش‌هایی روبه‌رو می‌کند، رمانی که پس‌زمینه‌ی اصلی پیرنگش را خشونت و نکبت جنگ جهانی دوم تشکیل می‌دهد.

در رمان «دفتر بزرگ» می‌توان به‌سادگی همبستگی دو مفهوم قدرت ـ در معنایی فوکویی ـ و جنگ را مشاهده کرد، به‌ویژه در گذاری که از توتالیتاریسم فاشیستی به توتالیتاریسم کمونیستی رخ می‌دهد. در این‌جا می‌توان، مانند فوکو، گزاره‌ی کلازویتس را معکوس کرد و گفت که «سیاست، ادامه‌ی جنگ است با ابزارهای دیگر». فوکو، در این معنا، جنگ را همچون «کانون حداکثر تنش یا روابط نیروی عریان‌شده» تلقی می‌کند و معتقد است که هسته‌ی نهادهای سیاسی و روابط قدرت ـ روابطی که همه‌جا حاضر است، حتی در آشپزخانه هنگام درست کردن یک املت ـ مستقیم یا غیرمستقیم با تکنیک‌های جنگی شکل می‌یابد. بنابراین، همزمان با رشد و توسعه‌ی دولت‌ها در قرون وسطی و عصر مدرن، جنگ‌های هرروزه و خصوصی از متن زندگی و روابط انسان‌ها و گروه‌ها رخت بربست و جنگ ظاهراً به انحصار دولت‌ها درآمد. با وجود این، آیا جنگ صرفاً منحصر به نزاع دولت‌هاست با یکدیگر؟

 

ادامه نوشته

پیشنهاد کتاب

یک مونولوگ فوق العاده با سوژه مرگ.

 

 

 

 

تنها چیزِ قطعی


 

دانکن مک لین

نورا موسوی نیا

 

انتشارات نیلا 1392

 

 

 

 

 وقتی بیدار می شم اولین چیزی که به ذهنم می آد اینه که: خدا رو شکر، زنده م! می شد دیشب مرده باشم اما نمرده م، زنده م. [راست می نشیند] تازه مشکلاتم شروع می شه: این موقعیه که فکر می کنم دیشب نمُردم، پس ممکنه امروز هر لحظه اتفاق بیُفته، همین الانَم ممکنه هر لحظه اتفاق بیُفته. [مکث، انگار منتظر است چیزی به او اصابت کند] هیچ راهی واسه فرار وجود نداره. وقتی مُردی دیگه مُرده ی. وقتی زنده ای یه روز می میری. اون لحظه می رسه، اگه شب نباشه، یه لحظه از روز. یه روزی. هر روزی.