فرانسواز ساگان با نام اصلی فرانسواز کوارِز، 21 ژوئنِ 1935 در شهر کاژارک به دنیا آمد و در خانوادهیی بورژا پرورش یافت. در دوران تحصیل شاگردی متوسط بود؛ بیشتر وقتش را با خواندن آثار سارتر و کامو میگذراند و عاشق کلوبهای جاز محلهی کرتیه لَتَن بود. در سال 1954، نتوانست در امتحان ورودی دانشگاه سوربن قبول شود، اما تحت تأثیر مجموعه شعر خیالها اثر آرتور رَمبو، در عرض چند هفته، اولین رمانش را در نوزده سالگی نوشت: سلام بر غم؛ عنوان این رمان از یکی از اشعار پل الوار وام گرفته شده بود و فرانسواز با چاپ این کتاب بود که لقبِ ساگان را برای خود برگزید (این اسم از کتابِ در جستجوی زمان از دست رفته اثر پروست میآید؛ اِلی دو تالِیران پِریکورد، شاهزادهی ساگان، یکی از شخصیتهای این رمان است.)
سلام بر غم حکایت آشنایی دختری نوجوان، معصوم و در عین حال منحرف، با عشق و دنیای مردانه است. این کتاب به زودی نظر مطبوعات را به خود جلب کرد و منتقدان، ساگان را با نویسندهی بزرگ فرانسوی، کولِت، مقایسه کردند. موفقیت این رمان با به دست آوردن جایزهی منتقدان کامل شد. چند میلیون نسخه از آن در فرانسه به فروش رفت و بلافاصله به چندین زبان دنیا ترجمه شد. یک سال بعد، کارگردان اتریشی، اوتو مینگر، فیلمی بر اساس این رمان ساخت و بر شهرت آن افزود. ساگان از آن پس به طور مداوم رمانهای دیگری نوشت که از معروفترینشان میتوان به این کتابها اشاره کرد: نوعی لبخند، ابرهای شگفتانگیز، در یک ماه در یک سال، باز هم خداحافظ، با زیباترین خاطراتم، بریژیت باردو، رنج گذرا و... او چند مجموعهداستان هم نوشت و در کنار آن، به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه رو آورد. معروفترین نمایشنامههای ساگان عبارتند از: قصری در سوئد، ویولونها گهگاه، پیراهن ارغوانی والنتین، اسب بیهوش، مثل خاری در انگشت (خار)، پیانویی در علفزار و... ساگان در زمان حیاتش بیش از پنجاه جلد کتاب منتشر کرد.
شهرتی و پولی که انتشار رمانها، نمایشنامهها و اقتباس از آنها در سینما برای ساگان به ارمغان آورد، به او اجازه داد تا به زندگی بیبندوبارانه و دلخواهش بپردازد. ساگان عاشق الکل، مواد مخدر، اتومبیل و سرعت بود. اتومبیلهایش (به ویژه آن جاگوار محبوبش) به اندازهی رمانهایش در پاریس معروف بودند. دو بار در سالهای 1957 و 1985 به سختی تصادف کرد و تا حد مرگ پیش رفت. در تصادف دوم، فرانسوا میتران، رئیس جمهور سابق فرانسه، ساگان را در جنون سرعت همراهی میکرد و اين دو دوست صميمي در حال سفر به کلمبیا بودند. گذشته از رسواييها و جنجالهاي كوچك و بزرگ زندگي شخصي، فرانسواز ساگان در سال 1995 به خاطر مصرف و حمل کوکائین، یک سال به زندان محکوم شد. او دو بار ازدواج کرد که هر دو به طلاق انجامید.
ساگان در رمانها و نمایشنامههایش، ناکامی و محرومیت نسل خود را وصف میکند، محرومیتی که گاه ناشی از اشتباهات یا امیدهای واهی است. قهرمانان داستانهای ساگان که همه از قیود اخلاقی آزادند، دوستی را برحسب تصادف برمیگزینند و در صدد برمیآیند که در مصاحبت با یکدیگر تشویشهای مشابه خود را تسکین بخشند و به طور موقت درد درون را زیر نقابی از شادی و آرامش بپوشانند. نکتهبینی و موشکافی در این داستانها که غالباً غمانگیز است، نشاندهنده حال روحی نسل جوان معاصر است.
فرانسواز ساگان، 24 سپتامبر 2004 در پاریس درگذشت.
پينوشت: نمايشنامهي مثل خاري در انگشت به ترجمهي اصغر نوري و با كارگرداني حنانه قشنگي در هفتمين جشنوارهي تئاتر بانوان به روي صحنه ميرود. در اين نمايش، ساناز نظري، حامد منافي و شايان عباسيان بازي ميكنند.
زمان و مكان اجرا:
يكشنبه 9/4/78، ساعت 17.30؛ فرهنگسراي بهمن.
سهشنبه 11/4/78، ساعت 17.30 و 19؛ خانهي نمايش واقع در ميدان فردوسي، خيابان پارس، ادارهي تئاتر.
پ. ن.: نمردیم و جایی اسممان به عنوان مترجم ثبت شد: اینجا
پ. ن.: نوشته هامون در رابطه با این نمایش و تئاتر این روزها.