تبليغاتX
برهوت
 

ديويد مَمِت David Mamet

             متولد 1947 در شيكاگو. پدر و مادرش از مهاجران روسي بودند. در جواني به كارهاي مختلفي پرداخت كه از آن ميان مي‌توان به كار در بنگاه معاملات ملكي اشاره كرد. با آغاز دهة 70، ممت به نمايشنامه‌نويسي و كارگرداني رو آورد و با زبان خاصي كه در نمايشنامه‌هايش داشت، با آن ديالوگ‌هاي تند و زننده‌اي كه از زبان كوچه‌ الهام گرفته شده بودند، خيلي زود به شهرت رسيد. هم‌زمان به عنوان مدرسي برجسته شروع به كار كرد و نمايشنامه‌هايي تجربي و آثاري تئوريك درباره‌ی تئاتر نوشت. از سال 1980، فیلم‌نامه‌هایی در هاليوود نوشت كه از آن ميان مي‌توان به «نامه‌رسان هميشه دو بار زنگ مي‌زند» ساختة باب رافلسون (1981) و «تسخيرناپذيران» اثر برايان دي پالما اشاره كرد.

 

            


ادامه مطلب
+ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ، اصغر نوری |

 

بوتو اشتراوس Botho Strauss

 

          متولد 1944، برلین. منتقد و نمايشنامه‌نويس. بوتو اشتراوس به همراه هاينر مولر، نمايشنامه‌نويساني هستند كه آثارشان بيشتر از ديگر نمايشنامه‌نويسان آلماني‌‌زبان در اروپا اجرا مي‌شوند. اشتراوس قبل از اينكه در يك مجلة تئاتري به عنوان منتقد مشغول به كار شود، در رشته‌هاي ادبيات، تاريخ تئاتر و جامعه‌شناسي به تحصيل پرداخت. در بيست‌و‌پنج‌ سالگي، تحت نظارت كارگردان بزرگ آلماني، پيتر اشتاين، به عنوان دراماتورژ وارد گروه Schaubuhne برلن شد و آنجا آثار ايبسن، لابيش و گوركي را ترجمه و آدابته كرد. در سال 1977، گروه Schaubuhne نمايشنامه‌اي از بوتو به نام «تريلوژي ملاقات» را روي صحنه برد كه با موفقيت چشمگيري روبرو شد. اين اثر گروهي از هنرمندان و علاقمندان هنر را به نمايش مي‌گذارد كه در جريان افتتاح يك نمايشگاه نقاشي، با رد و بدل كردن حرف‌هايي پيش‌پاافتاده و تلخ، بيهودگي پيوندها و جدايي‌هاشان را آشكار مي‌كنند.

آثار بوتو شتراوس جان تازه‌اي به رئاليسم مي‌دهند و اغلب از گسست‌هاي عاطفي، تنهايي و عدم ارتباط حرف مي‌زنند. در نمايشنامة «زمان و اتاق» كه در سال 1991 توسط كارگردان فرانسوي، پاتريس شِرو اجرا شد، ماري استوبر از درون‌نگري رهايي مي‌يابد و به حالت عجيبي دچار مي‌شود كه نشانگر جدايي بين فردگرايي مدرن و جستجوي معناي زندگي است. بسياري از نمايشنامه‌هاي بوتو چهره‌اي شبيه چهرة برلین دارند؛ نويسنده اندوه اين شهر مرده را به يأس و تنهايي پرسوناژهايی اضافه مي‌كند كه اغلب درون احساسات خود سرگردانند.

 


ادامه مطلب
+ پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ، اصغر نوری |

 

 Victor Haim  ويكتور هائيم

    متولد 1931 در حومة پاريس. قبل از آغاز جنگ، پدرش به نانت نقل مكان كرد و ويكتور كودكي و نوجواني‌اش را در اين شهر گذراند. در طي جنگ، با اشغال اين شهر توسط آلمان‌ها، او به همراه خانواده‌اش سه سال پنهاني در شهر اُورني زندگي كرد.

در سال 1945، ويكتور هائيم به نانت برگشت و تا پايان تحصيلات دورة متوسطه در اين شهر ماند. همزمان با تحصيل، وارد كنسرواتوار شهر نانت شد و در كلاس هنرهاي نمايشي ژاك كوتوريه شركت كرد. دو سال آنجا ماند و جايزة بيان دريافت كرد.

در سال 1954، هائيم به پاريس رفت تا آنجا در مدرسة عالي روزنامه‌نگاري تحصيل كند و تحصيلات عالي‌اش را در رشتة جامعه‌شناسي ادامه دهد. نتوانست مدركش را بگيرد و مجبور شد براي گذران زندگي به چندين كار كوچك روي آورد. سرآخر در رشتة ادبيات مدرن فوق‌ليسانس گرفت.

در سال 1958، به جنگ الجزاير فراخوانده شد و پس از دو سال به فرانسه برگشت. در همين دوران در كلاس كارآموزي خبرگزاري فرانس‌پرس شركت كرد و بعد در يك روزنامة اقتصادي و چندين مجلة مختلف مشغول به كار شد. در سال 1977، با به دست آوردن بورسي در مركز ملي ادبيات كه بعدها به مركز ملي كتاب تغيير نام دارد، كار روزنامه‌نگاري را رها كرد.

ويكتور هائيم، نوشتن براي تئاتر را به طور جدي، وقتي در الجزاير ساكن بود، آغاز كرد. اولين نمايشنامه‌اش «مرگ در حال آواز» نام داشت در سال 1966، بعد از آشنايي هائيم با پي‌ير والد كه يكي از دستياران قديمي شارل دولَن بود، به روي صحنه رفت. والد قبل از كارگرداني اين نمايشنامه، چند اجراي موفق را در پاريس پشت سر گذاشته بود و همين موضوع باعث شد كه اسم ويكتور هائيم در محافل تئاتري فرانسه مطرح شود. يك سال بعد، با اجراي نمايشنامة «اسلحة سفيد» در تئاتر آتنه، ويكتور هائيم توجه منتقدان را به خود جلب كرد. اين نمايشنامه به زودي در اتريش و سوئد ترجمه و اجرا شد.

اجراي نمايشنامة «پوست ميوه» در سال 1971، با شكست مواجه شد. فقط اوژن يونسكو طي مقاله‌اي در روزنامة لوموند، از اين اثر دفاع كرد. «سال قبل در بودان-بودان» نمايشنامة بعدي هائيم بود كه در جشنوارة ماره اجرا شد. در سال 1973، نمايشنامة «آبراهام و ساموئل» توسط كمدي فرانسز در تئاتر اُدئون به روي صحنه رفت و ارژينال‌ترين اجراي سال لقب گرفت. بدين ترتيب، دوباره نام ويكتور هائيم را به صدر تئاتر فرانسه بازگشت. بعد از اجراي نمايشنامه‌هاي «چطور بايد زالو را با زوبين صيد كرد» و «ملاقات»، در سال 1976 ويكتور هائيم با بازي در نمايشنامة «ايساك و زن دانا» به اولين تجربة واقعي بازيگري‌اش دست زد. او كه از مدت‌ها پيش، نمايشنامه‌هايش را خودش كارگرداني مي‌كرد، در بازي نقش ايساك خوش درخشيد و اين نمايشنامه به مدت پنج ماه در تئاتر پوش روي صحنه ماند. همان سال نمايشنامة «خدمتكار» در تئاتر پواتينر به اجرا درآمد.

بين سال‌هاي 1978 تا 1989، ويكتور هائيم تقريباً هر سال يك نمايشنامه نوشت كه با بازيگران بزرگ تئاتر فرانسه، به كارگرداني خودش يا ديگران، در تئاترهاي معتبر به روي صحنه رفتند. اين نمايشنامه‌ها عبارت بودند از: «وان»، «مسابقة تقلبي»، «برده»، «استيك»، «ويولون‌هاتان را كوك كنيد»، «خانوادة زيبا»، «خيال‌هاي قصاب»، «والس تصادفي»، «دعوت بزرگ» و «خندة داويد». هائيم در اجراي بعضي از اين نمايشنامه‌ها، خودش هم بازي كرد.

در سال  1993، ويكتور هائيم با نمايشنامة «عشق عزيز» دوباره موفقيت‌هاي قبلي‌اش را تكرار كرد. اين نمايشنامه به انگليسي ترجمه شد و بارها در شيكاگو به روي صحنه رفت. نمايشنامة بعدي‌ هائيم در سال 1999 به روي صحنه رفت: «خون‌آشام هميشه دوبار مي‌مكد». يك سال بعد نمايشنامة «لطافت» در تئاتر رونار به اجرا درآمد. با اجراي نمايشنامة «بازي‌هاي صحنه» در سال 2003، كه همان سال اپرايي هم بر اساس آن ساخته شد، ويكتور هائيم موفق به كسب جايزة موليرِ بهترين نويسندة فرانكوفن در قيد حيات شد.

ويكتور هائيم در كنار كار نويسندگي، به اقتباس‌هايي از آثار ايبسن، داستايفسكي و گولوني دست زده است. او متن‌هايي هم براي تلويزيون نوشته است كه خودش در بعضي‌شان بازي كرده است. تقريباً بيست نمايشنامة راديويي براي راديو فرانسه نوشته است كه اكثراً تنظيم راديويي نمايشنامه‌هايش بوده‌اند. آثار او تاكنون به شانزده زبان ترجمه شده‌اند و در بيست‌وسه كشور به اجرا درآمده‌اند.

ويكتور هائيم، از سال 1983 تا 1991، استاد هنرهاي نمايشي بود و در كنار آن، معاونت  مجمع نويسندگان و كارگردان‌هاي تئاتر را به عهده داشت. او در حال حاضر، مدير تئاتر اس. آ. س. د. است.‌

 

 پ. ن. : نمایشنامه «ويولون‌هاتان را كوك كنيد» را به تازگی ترجمه کرده ام که توسط دوست عزیزی  برای جشنواره تئاتر دانشگاهی آماده می شود.

 

+ پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ، اصغر نوری |

 

سارا كِين      (1999-1971) Sarah Kane

 

        نمايشنامه‌نويس انگليسي، متولد 3 فوريه 1971 در برنتوود. از سال 91 تا 93 در دانشگاه‌هاي بريستول و بيرمنگام، تئاتر خواند و طي اين دوره چند نمايشنامه را كارگرداني كرد كه از آن ميان مي‌توان به نمايشنامه‌هاي «خرس» از چخوف و «مكبث» اثر شكسپير اشاره كرد. همزمان، سه منولوگ به نام‌هاي «مونولوگ كمدي»، «Straved» و «آنچه او مي‌گويد» نوشت كه در بخش جنبي جشنوارة ادينبورگ اجرا شدند. اين سه نمايشنامه تاكنون جايي چاپ نشده‌اند و اين موضوع از اين حكايت دارد كه كين دوست نداشت آنها دوباره خوانده يا اجرا شوند. در آخرين سال دانشجويي، كين اولين ورسيون نمايشنامة «Blasted» را نوشت كه اواخر همان سال آن را در جشنوارة تئاتر دانشگاهي به روي صحنه برد. اين نمايشنامه يك سال بعد چاپ شد و معاقب آن، جيمز مكدونالد آن را در تئاتر رويال كورت لندن به روي صحنه برد. اين اجرا بازتاب گسترده‌اي در مطبوعات پايتخت داشت و همين امر باعث شهرت زود هنگام سارا كين شد.


ادامه مطلب
+ جمعه یازدهم خرداد 1386 ، اصغر نوری |

 

والر نووارينا Vaère Novarina

         متولد  1947 در شهر شن بورژري فرانسه از مادري بازيگر و پدري آرشيتكت. او كودكي و نوجواني خود را در شهر تونون، واقع در ساحل فرانسوي درياچة لئمون گذراند.

در دانشگاه سوربن پاريس، فلسفه و متن‌شناسي خواند. در همان دوران، به مطالعة آثار دانته پرداخت و رساله‌اي دربارة آنتونن آرتو نوشت. اولين نمايشنامة نووارينا، «آتلية متحرك» نام داشت كه در سال 1974 به كارگرداني ژان‌پي‌ير سارازاك روي صحنه رفت. بعد، مارسل مارشال به نووارينا سفارش داد كه اقتباس آزادي از «هنري پنجم» شكسپير انجام دهد. اين اقتباس، تحت عنوان «فلاستافه» به سال 1976 در تئاتر ملي مارسي اجرا شد. در همين ايام، نووارينا رمان- تئاتري به نام «تورات كلاس‌هاي خطرناك» نوشت كه هيچ ناشري حاضر به چاپش نشد و سرآخر در سال 1978، با وساطت ژان نوئل ووآرنه در انتشارات كريستيان بورژوا به چاپ رسيد. سال بعد، نووارينا نمايشنامة «جدال مردگان» را در همين انتشارات به چاپ رساند.


ادامه مطلب
+ جمعه یازدهم خرداد 1386 ، اصغر نوری |

 

پاتريس شِرو Patrice Chéreau

                                                           كارگردان فرانسوي، متولد 2 نوامبر 1944 در شهر لِزينيه. پدر و مادرش نقاش بودند و پس از ساكن شدن در پاريس، اغلب او را همراه خود به نمايشگاه‌هاي نقاشي مي‌بردند و با دنياي هنر آشنايش مي‌كردند. همين امر باعث شد كه از همان دوران نوجواني، حس هنري عميقي در وجود پاتريس گسترش يابد. در آن دوران شيفتة عباس كشيش‌ها و رسوم عبادي بود و گاهي خودش را به شكل كشيش‌ها درمي‌آورد.

وارد دبيرستان لويي لوگران شد و به گروه تئاتر آنجا پيوست. به بازيگري اكتفا نمي‌كرد: كارگرداني مي‌كرد و به طراحي صحنه و لباس مي‌پرداخت. در سال 1966، در سن 22 سالگي، در فرانسة پرآشوب قبل از مة 1968، مديريت تئاتر «سارتروويل» را به عهده گرفت و مانند بسياري از همكارانش، تئاتر سياسي را در پيش گرفت.


ادامه مطلب
+ جمعه یازدهم خرداد 1386 ، اصغر نوری |

 

كِنت برناگ Kennet Branagh

 

        متواد 10 دسامبر 1960 در بلفاست، واقع در ايرلند شمالي. او دومين فرزند از سه فرزندِ خانواد‌ه‌اي كوچك و پروتستان است (پدرش نجار بود). وقتي كنت 9 ساله بود، خانواده‌اش براي دوري از جنگ‌هاي داخلي ايرلند، به انگلستان نقل‌مكان كردند و در شهر ريدينگ ساكن شدند. كنت در دورة كودكي ابتدا استعدادش را در ورزش بروز داد و حتي كاپيتان تيم فوتبال و راكبي مدرسه‌اش شد. به روزنامه‌نگاري هم علاقه‌مند بود و نقد چند كتاب كودك را براي روزنامه‌هاي محلي نوشت. ولي در 15 سالگي با ديدن بازي درك جاكوبي در نقش هملت، به تئاتر متمايل شد.

 

 


ادامه مطلب
+ جمعه یازدهم خرداد 1386 ، اصغر نوری |

 

لارس نورِن Lars Norén

 

       نمايشنامه‌نويس سوئدي، متولد 1944. كارش را با سرودن شعر آغاز كرد. اولين مجموعه شعرش، عنواني رمانتيك داشت: «گل ياس، برف» (1963). دومين مجموعه شعرش، «تن ماندة كلامي رهگذري باشكوه»، سال بعد منتشر شد و لحن متفاوتي نسبت به كتاب اول داشت: شعرهايي خشن كه چنان درهم تنيده شده بودند كه به سختي مي‌شد از هم تمييزشان داد. تصويرهايي بسيار غيرمنتظره كه با هم رو در رو مي‌شدند، برمي گشتند و در انزجار و يأس با هم در مي‌آميختند، ولي نوعي طغيان و ميل شديد به زندگي درشان موج مي‌زد.

نورن در بيست سالگي در بيمارستان رواني بستري شد. پزشكان تشخيص دادند كه دچار اسكيزوفرني است و برايش استراحت طولاني و شوك الكتريكي تجويز كردند. با اين حال، او به نوشتن ادامه مي‌داد.

مجموعه شعر بعدي نورن، «سالومه، آدم‌هاي مرموز» (1968) نام داشت و حاوي اشعار و متون نثري بود كه لحني شبيه به لحن دو مجموعة اولش داشت. در سال 1969، مجموعه شعر «رولور» را منتشر كرد كه اشعاري سياسي را در خود داشت. در «اشعار تنهايي» (1972)، از نوعي زندگي روزمرة آكنده از تنهايي و پوچي حرف مي‌زد كه همزمان تحمل‌ناپذير و شگفت‌انگيز بود. سبك اين مجموعه ساده‌تر و منسجم‌تر از مجموعه‌هاي قبلي بود و زبانش هم غني‌تر و در عين حال موجزتر بود، با تصويرهايي خلاصه‌تر كه قدرت تازه‌اي به دست مي‌آوردند. مجموعه اشعار نورن هر سال منتشر مي‌شوند كه از مهمترين‌شان مي‌توان به مجموعه اشعار عاشقانة «قلب در قلب» (1980) اشاره كرد.


ادامه مطلب
+ دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 ، اصغر نوری |

 

پيتر اشتاين Peter Stein

 

     كارگردان آلماني متولد 1937. نام پيتر اشتاين و تئاتر Schaubuhne برلن، از تاريخ تئاتر اروپا جدايي‌ناپذير است. او پس از تحصيل در رشتة تاريخ هنر، كار تئاتر را با دستياركارگرداني در شهر مونيخ آغاز كرد. در سال 1967 نمايشنامة «نجات‌يافته» اثر ادوارد باند را كارگرداني كرد و از همين كار اول استعدادي از خود نشان داد كه تا به امروز افول نكرده است. او از سال 1970 تا 1986 مدير تئاترSchaubuhne  برلن بود و آن را با روشي خودگردان اداره مي‌كرد. در مدت مديريت او، اين تئاتر يكي از بزرگترين تئاترهاي اروپا بود كه با گروهي متشكل از بازيگران معروفي چون برونو گانز، نمايش‌هاي گوناگوني را به روي صحنه مي‌برد. اشتاين در مدت كار در تئاتر Schaubuhne نشان داد كه در تمام ژانرها و سبك‌ها اعم از تراژدي، كمدي و اپرا استاد است. روش كاري اشتاين به اين صورت بود كه به همراه بازيگرانش، متن‌ها را عميقاً تحليل مي‌كرد و كارگرداني‌هايش را به كاري جمعي تبديل مي‌ساخت. او هنوز هم به همين روش كار مي‌كند. از بهترين كارگرداني‌هاي او در تئاتر Schaubuhne مي‌توان به «مادر» اثر ماكسم گوركي (1970) و نمايشنامه‌هاي دوستش، بوتو استروس، «تريلوژي ملاقات» (1978) و «پارك» (1985)، اشاره كرد.


ادامه مطلب
+ یکشنبه ششم اسفند 1385 ، اصغر نوری |

 

كريستوفر پلامر Christopher Plummer

 

       متولد 13 دسامبر 1927 در تورنتو (كانادا). بعد از جدايي پدر و مادرش به مونترال رفت و آنجا در محيطي فرهنگي پرورش يافت كه به او اجازه داد خيلي زود با هنرمندان تئاتر ارتباط برقرار كند. در سال 1950 اولين نقش حرفه‌اي خود را در تئاتر اُتاوا بازي كرد و از آن به بعد بسياري از نقش‌هاي اصلي رپرتوار كلاسيك اين تئاتر را به عهده گرفت. درسال 1956 نقش اصلي نمايشنامة «هنري پنجم» شكسپير را در جشنوارة استراسفورد بازي كرد. بعد از موفقيتي كه اجراي اين نمايش در پي داشت، كريستوفر پلامر در بسياري از تئاترهاي شكسپيري، نقش‌هاي اصلي مانند هملت (1957) و مكبث (1962) را به عهده گرفت و در صحنة تئاترهاي معروفي چون تئاتر ملي و كمپاني رويال شكسپير بازي كرد.  

كريستوفر پلامر از سال 1958 با بازی در فيلم‌هاي «جنگل ممنوع» ساختة نيكلاس ري و «دورة استروك» ساختة سيدني لومت وارد سينما شد .


ادامه مطلب
+ چهارشنبه دوم اسفند 1385 ، اصغر نوری |