تبليغاتX
برهوت

 ترجمه اصغر نوری

براي او كه مي‌رود

 

 

ژئورژيا

 Philippe Soupault

من نمي‌خوابم ژئورژيا

در سياهي تير مي‌اندازم ژئورژيا

منتظرم ژئورژيا

مي‌انديشم ژئورژيا

آتش مثل برف است ژئورژيا

شب همسايه‌ام ژئورژيا

به تمام صداها گوش مي‌دهم ژئورژيا

دود را مي‌بينم كه بالا مي‌رود و مي‌گريزد ژئورژيا

پاورچين در سايه راه مي‌روم ژئورژيا

در خيابان‌هاي حومه مي‌دوم ژئورژيا

اين همان شهري است كه بود

و من نمي‌شناسمش ژئورژيا

ببين از باد جلو مي‌زنم ژئورژيا

و از سرما، سكوت و ترس ژئورژيا

مي‌گريزم ژئورژيا

مي‌دوم ژئورژيا

ابرها پايين‌اند، مي‌افتند ژئورژيا

دستانم را دراز مي‌كنم ژئورژياPhilippe Soupault

چشمانم را نمي‌بندم ژئورژيا

صدا مي‌زنم ژئورژيا

داد مي‌زنم ژئورژيا

صدا مي‌زنم ژئورژيا

تو را صدا مي‌زنم ژئورژيا

مي‌آيي ژئورژيا؟

زود مي‌آيي ژئورژيا؟

ژئورژيا  ژئورژيا  ژئورژيا

ژئورژيا

من نمي‌خوابم ژئورژيا

منتظرتم ژئورژيا

ژئورژيا

 

 

 

پ. ن. ۱: کاش می شد عشق را هرگز به زبان نیاورد! 

پ. ن. ۲: این شعر از پست های پارسالم هست، ولی خب دیگه...

پ. ن. ۳: «موسیقی کلمات»، گفتگو با اریک امانوئل اشمیت، رادیو زمانه

 

 

+ شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ، اصغر نوری |

 

از هر چه بگذريم

از چشمان تو كه نمي‌شود گذشت

چقدر قشنگ حرف مي‌زنند

وقتي من سكوت كرده‌ام

چشمان تو مادرزادند!

تو اما ديگر به خواب من نيا

نيا كه ببينمت تو او نيستي

كاش لبخندت را در نامه‌اي برايم پست كني

كاش...

ديگر به جنگ من نيا

من به ديگري باخته‌ام هر آنچه تو مي‌خواستي!

 

                              از مجموعه‌ي «امضاي تازه مي‌خواهد اين نام»، فرياد شيري، نگيما، ۱۳۸۳.

 

+ سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 ، اصغر نوری |

 

كسب و كار من

 

شغل من نگاه نكردن به خونريزيست

شغل من اين است كه روزنامه نمي‌خوانم

شب‌ها

دود مي‌رقصد

در زيرسيگاري روي ميز

پرده مي‌آيد تا نيمه‌هاي اتاق

يعني باد پرده را تكان مي‌دهد

همين باد كه از دريا تا من آمده است

داشتم مي‌گفتم

شغل من

خاموش كردن راديوست

بستن تلويزيون

در تمام ساعات پخش خبر.

 

 

 

 

+ پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ، اصغر نوری |